|
بيان حقايق باهمه تلخي هايي كه داردثمره شيرين وماندگاري نيز داردكه پايان آنرانويدميدهد
|
|
|
|
||||
|
درآستانه عیدفطرقرارداریم عیدفطرجشن یک ماه خودسازی وخودباوری وتلاش برای انسان شدن است. فطربه معنی خلق وطبیعت وهستی است واشاره به بازگشت انسان به طبیعت وخلق اولیه خودمی باشد. انسان دربدو افرینش موجودی مستعدوبالقوه است که برخلاف سایرحیوانات شدن وفعلیت یافتن راباید درطول زندگی به دست آوردوازاین روتلاش وکوشش جزئی ازهویت انسان محسوب می شوداماآیاهمه انسان هادراین تلاش وکوشش مسیردرست رامی پیمایند؟پاسخ منفی است زیرامابه چشم خودانسان های بی شماری رامی بینیم که درزندگی مسیرنادرست می پیمایندونه تنهارشدپیدانمی کنندکه استعدادهای خدادادی وجودخودرانیزمی سوزانندوازبین می برند. مهمترين مشكل انسان درمسير تلاش وكوشش بيراهه رفتن اوست آدمي به تصوراين كه تنهاتلاش وزحمت براي رسيدن به مقصدكافي است گاهي آنقدرخودرابه زحمت مي اندازدكه جانش راهم فدامي سازداماجز حركتي فرسايشي وملال آورچيزي نصيب اونمي گردد. به راستي مشكل وچالش اصلي انسان چيست؟روان شناسان وجامعه شناسان هركدام اززاويه اي اين مسئله رامورد بررسي قرارداده اندوبه مفهومي مشترك باتحليل هاي متفاوت دست يافته اند.مفهوم ازخودبيگانگي درانسان مفهومي است كه هم درادبيات روان شناسان وهم درمحاورات جامعه شناسان براي تبيين مشكل عقب ماندگي انسان هابه كارگرفته شده است. ازنظرروان شناسان انسان داراراي واقيعتي به نام (خود )مي باشدكه بيانگرجوهره اصلي اوست وبه هراندازه
مفهوم الینه شدن درروان شناسی به معنی فراموشی شخصیت اصلی وجایگزینی شخصیت بدلی درانسان است واین درزمانی رخ میدهدکه انسان به تدریج از(من )اصلی خودفاصله میگیردوقالب جدیدی رابه عنوان (من) انتخاب میکند. درقران ازاین مسئله به عنوان خودفراموشی یادمی شود. ولاتکونواکالذین نسواالله فانساهم انفسهم اولئک هم الفاسقون .سوره حشرآیه۱۹ مانندکسانی نباشید که خدارافراموش کردندوخداهم آن هارا نسبت به خودشان دچارفراموشی نمود اینان اهل فسق وگناه می باشند. اماجامعه شناسان ازخودبیگانی انسان رابه معنی شیء واره شدن انسان میدانندواین درزمانی است که انسان درچرخه نظام صنعتی ازحقیقت وواقیعات خودفاصله می گیردوبه جسمی مادی تبدیل می گردد. درهمه این نظریه هامهمترین عامل ازخودبیگانگی انسان فاصله گرفتن ازمعنویات وممحض شدن در مادیات است . ماه مبارک رمضان فرصتی است جهت بازگشت انسان به اصالت خودوبازسازی روح وجسم آدمی وعیدفطر جشن این پیروزی وفطر به معنی بازگشت انسان به خلقت انسانی است.
+
نوشته شده در شنبه سیزدهم شهریور 1389ساعت 16:1 توسط غلامرضا مهدوی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
هفته وحدت فرصتي است براي اين كه وحدت مسلمين رانه به عنوان يك ايده اي كه بايد درآينده تحقق
پيدانمايدبلكه به عنو ان يك واقيعت اجتماعي قابل تحقق موردبررسي قراردهيم. به طوركلي چهارنوع نگاه وقرائت ازوحدت مسلمين ازگذشته تابه حال مطرح بوده است كه به آن هااشاره مي شود: ۱ـ وحدت مسلمين به معني يكي شدن عقايدومناسك مسلمين. ۲- وحدت به معني بي تفاتي نسبت به عقايدومناسك ازسوي مسلمانان. ۳-وحدت به معنی اتحادسیاسی درجهان اسلام. ۴-وحدت به معنی نفی دشمنی هابین مسلمانان ومقابله باکینه توزی ها. به دون تردیدوحدت ازنوع نخست نه امکان پذیر است ونه به آن توصیه شده است زیراعقایدومناسک ازحوزه اجباروالزام خارج است وگذشته ازآن که درمقابل آن مقاومت خواهدشدعملی شدن آن هم ضمانت اجرایی نخواهدداشت تجربه ادیان ومذاهب هم نشان میدهدهیچ گاه وحدت عقیده تحقق پیدا نکرده است. وحدت ازنوع دوم هم دربین معتقدین به مذهب ودین عملی نیست زیرامعنی دینداربودن پایبندی به عقاید ومناسک دینی است.همچنین درمنابع دینی ازبی تفاوتی مسلمانان درمقابل اهانت به عقایدآنان مذمت شده است. وحدت ازنوع سوم هرچندامرمطلوبی است امانه منافع ملی مشترکی دربین سران کشورهای اسلامی وجودداردونه وحدت فرضی آنان می تواندمسلمانان رابه وحدت می رساندچراکه بسیاری ازمسلمانان اصولابه دولت هاوحاکمان خودایمان وباورندارند. اماوحدت ازنوع چهارم هم امکان پذیراست وهم شواهدفراوان برتوصیه به آن درمنابع دینی صورت گرفته است .امروزه آنچه بیشتر جوامع اسلامی رارنج می دهدشیوع کینه توزی هاودشمنی بین مسلمانان است وآنچه بیش ازهمه دشمنان اسلام ومسلمین برطبل آن می کوبندشیوع نفرت وکینه توزی بین مسلمانان است. راه کارچنین وحدتی بسیارساده است وکافی است مسلمانان افرادتندرووفحاش ومتعصبین بی منطق راازخوددورنمایندوبه مقدسات وعقایدیکدیگراهانت ننمایندواین است پیام هفته وحدت به مسلمانان.
+
نوشته شده در یکشنبه نهم اسفند 1388ساعت 11:2 توسط غلامرضا مهدوی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
روزهاي پاياني ماه صفردرتاريخ سياسي اسلام يادآورخاطرات عبرت انگيزي براي مسلمانان است. پيامبراسلام درشرايطي در۲۸ صفرسال ۱۱ هجرت به ديارمعبودشتافت كه ازيك سوشاهدبه بارنشستن اسلام درشبه جزيره العرب وتحقق حاكميت اسلام دراين منطقه بودوازسوي ديگرناظربرتحرك منافقين داخلي وشيطنت امپراطوري روم ازسرحدات شمال برسرزمين هاي اسلامي. دراين شرايط پيامبرنگران حوادث بعدازوفات خودبود. پيامبربه خوبي مي دانست درچنين شرايطي كسي می تواند ازپس اين حوادث سهمگين برآيدكه همچون خودپيامبرباتمام وجوداسلام رادرك كرده باشدوازعلم بي پايان پيامبربهره برده باشدوچنين كسي جزحضرت علي عليه السلام نمي توانست باشد. اماپیامبر نگران چه مسئله ای بود؟ حوادث پس ازپیامبرنشان می دهدکه پیامبر بیش ازهمه نگران مردمی بودکه ممکن است علی ابن ابی طالب (ع)رابه هردلیل برنتابندونه پذیرند چراکه ازیک سوعلی رغم پذیرش اسلام توسط آنان وابستگی های فرهنگی مسلمانان به جاهلیت کاملاقطع نشده است وازسوی دیگرپذیرش فردی مانندحضرت علی که هم جوان بودوهم سابقه اوبه اجرای اصول اسلام برکسی پوشیده نبودآن هم ازسوی کسانی که برای خودحقوق ویژه ای درزعامت وریاست مسلمین قائل بودندامری کاملا محتمل به نظرمی رسید. بایدبه این مسئله یک واقعیت دیگررانیزاضافه نمودوآن غیرقابل تحمیل بودن حکومت ازدیدگاه پیامبرمی باشدکه اجازه استفاده ازقدرت رابرای تحمیل حکومت براکثریت نمی دهد. این هامی تواندعوامل نگرانی های پیامبرراتشکیل دهد.
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم بهمن 1388ساعت 12:44 توسط غلامرضا مهدوی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
امروزاربعين حسيني است باعرض تسليت اين روزواين ايام بااستفاده ازجملاتي اززيارت اربعين كه اززيارات معتبرومستند درمفاتيح الجنان است وتحليل آن سعي مي كنم پيام روشني براي مخاطبين اين وبلاگ داشته باشم البته پيامي كه ازيك منشا روحاني است وجاي توجه دارد.
درزيارت اربعين مي خوانيم :وبذل مهجته فيك ليستنقذ عبادك من الجهاله وحيره الضلاله . يعني امام حسين عليه السلام خون مطهرش رادرراه تو اي خداي بزرگ ايثار نمودتابندگان توراازناداني وسردرگمي گمراهي نجات دهد. ۱-امام حسين خونش را فقط براي رضاي خداوند تقديم كرد.بنابراين درهراقدام وفعاليتي بايد فقط رضاي اورا درنظرگرفت هرچندنتايج آن متوجه مردم باشد. ۲-بالاترين تلاش انسان درراه خداوندگذشتن ازجان است كه ازآن تعبيربه شهادت مي شود. ۳-كلمه ليستنقذ كه به معني نجات دادن است ازنقذوانقاذ آمده است وبيانگرنجات غربق است واين اشاره به حال وروزگارجامعه عصر قيام اما حسين ع داردكه مردم درحال غرق شدن دردرياي ناداني هاوگمراهي هابودند. ۴-امام حسين درنقش يك نجات غريق جامعه شاهدغرق شدن تدريجي اجتماع بودواين درحالي بودكه نه خودمردم متوجه غرق شدن خودبودندونه نخبگان وخواص اخطارهاوشواهد اين وضعيت رادرك مي كردندوتنهاامام حسين شاهد اين وضعيت خطرناك واسف انگيز بودولذااعلام مي نمودكه خداخواسته است مراكشته ببيند. ۵-درياي جهلي كه مردم درآن غوطه وربودندياناشي ازنظام سياسي آن روزبودكه حل مشكل حكومت كردن برمردم رادرجهل آنان مي دانست وتصورميكردهرچه مردم ازواقيعات كمترمطلع باشندراحت ترمي توان برآنان حكوكت كردوياعامل آن كم حوصله بودن مردم بودكه حاضرنبودندبراي درك وفهم واقيعات به خودزحمت فهميدن رابدهندونهايتاعامل سوم آن تبليغات دشمنان بود كه به هرشكلي نمي خواستندمردم ازواقيعات لياقت هاوشايستگي هاي اهل بيت عليهم السلام مطلع شوندچرا كه اگرازفضائل اهل بيت باخبر مي شدندبه سراغ ديگران نمي رفتند. ۶-جهل وبي خبري ازواقيعات به هرعلتي باشدكاركردهاي آن مشترك است كه امام حسين آن هارادريك كلمه وحيره الضلاله جمع نموده است. ۷-تفاوت گمراهي باسردرگمي درگمراهي دراين است كه دراولي انسان مي داند راه راگم كرده است وبه دنبال پيداكردن راه است ولذانجات اوآسان است ولي دردومي گمراه نمي داندراه راگم كرده است وازاين كه درحال غرق شدن مي باشدمطلع نيست نجات چنين فردي ويانجات چنين جامعه اي كاري بس دشواراست كه تنهاكارانساني مانندامام حسين عليه السلام است كه هنگام خروج ازمكه به سمت عراق به ابن عباس كه آن حضرت رانصيحت مي كرد ازمسافرت منصرف شودفرموددرخواب پيامبر ص راديدم كه فرموديابني اخرج الي العراق شاءلله ان يراك قتيلايعني فرزندم به سمت عراق حركت كن كه مشيت خداوند دراين شرايط براين تعلق گرفته است كه درراه اووبراي نجات انسان هاتوقيام نمايي وخونت به زمين ريخته شود.
+
نوشته شده در جمعه شانزدهم بهمن 1388ساعت 13:27 توسط غلامرضا مهدوی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
ای آشناکه غریب است یادتو دل های بی شمارسراسربه یادتو
ای سرونازقامت توقامت خداست صف هاکشیده اندبه چشم انتظارتو جان هابه لب رسانده فراقت برای ما زهرکشنده است صبح وشب روزگارما آیاشودکه طالع صبح امیدما باطلعت خجسته رویت شودرها
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم دی 1388ساعت 11:3 توسط غلامرضا مهدوی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
امید من به تو ای دل فروز دل افروز
امید من به تو ای شب نگار صبح افروز دو چشم دوخته ام بر افق به وقت سحر که بخت و طالع خود آزموده ام به سحر کرم نما و قدم نه به جشم منتظرم بیا و صبح نما شامهای بی ثمرم عزیز مصر ، عزیزی، نگاه کن به گوشه چشمت برادران خطاکار خود به چشم محبت بیا و مرهمی آور به زخم کهنه دلها طبیب عشق طبابت نما جراحت جانها
+
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم دی 1388ساعت 21:24 توسط غلامرضا مهدوی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
دل سردغریبی رادرون کاخ پرنعمت
به صدهاشعله روشن نشاید گرمیش بخشید شب سردزمستان رادرون خانه ای نامور به گرمای امیدصبح شایدجان به سرآید چراامروزبوی یاس وحسرت می رسدهردم چراگرمای دل هادیگرآهنگی نمی سازد چه شدیک رنگی ماسوزوسازماکجاگردید صفای وحدت ماراکدامین سازبرپاشید
+
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم دی 1388ساعت 19:17 توسط غلامرضا مهدوی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
این روزهاچه زودمی گذردصبح وشام ما تاریک می نگرم دوردست را،بیراهه می روداین سرنوشت ما
درچهره هاغم پنهان درقلب هادل پرخون دردشت وپهنه صحرامبهوت مانده وحیران ازروزگارچه پرسم؟ غم هاوغصه هابه که گویم سیلاب حادثه هارابااشک وآه که پویم؟ ازقهرونفرت مردم ازخشم و کینه دشمن ازآبروی رفته زمیهن بادوستان چه به گویم؟ ازچشم های حسودان ازشب پرگان خناس ازعربده های دیوان من قصه برای که گویم؟
+
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم دی 1388ساعت 19:12 توسط غلامرضا مهدوی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
برای کسانی که درهندزندگی می کنندوازکشورهای دیگرهستندچگونگی زندگی اجتماعی مردم هند
بسیارشگفت آوراست.جمعیتی که بیش ازیک سوم مردم آن درآمدی روزانه زیریک دلاردارندودرطول زندگی زیرسقف نمی خوابندوتولدومرگ آنان درکنارخیابان است. درعین حال هیچ گونه آثاربحران های اجتماعی دراین کشورهم دیده نمی شودودولت مردان هندی هم نه ازکودتاواهمه دارندونه ازانقلاب های اجتماعی وسیاسی ونه ازنوع انقلاب های پسامدرنیته مخملی که دلهره ودل مشغولی کشورهای درحال توسعه است . راستی چراهندوستان رابزرگترین دمکراسی جهان نامیده ند؟ سال هاقبل الکسی دو توکویل درکتاب دمکراسی آمریکایی که به صورت تطبیقی نظام های سیاسی آمریکاوفرانسه راموردمطالعه قرارداده بودبه یک نکته کلیدی اشاره نمود.اوتاکیدداشت دمکراسی درکشوری برقرارخواهدشدکه ابتدامردم ان کشوردمکرات باشند.ادامه دارد ادامه مطلب
+
نوشته شده در دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 19:15 توسط غلامرضا مهدوی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
پاکیزگی وتمیزی فرهنگی است که ازیک سوبه مقوله شهرنشینی مرتبط است وازسویی به آموزه ها
وفرهنگ ملی ودینی مرتبط است. ازروزی که به هندوستان آمده ام یکی ازسئولاتی که همیشه برایم مطرح بوده است میزان بالای کثیفی درشهرها وروستاهای هنداست واقعا این معضل برای کسانی که می خواهندمدتی طولانی دراین کشورزندگی کنندیک مسئله جدی است. به نظرمی رسد چندعامل اصلی قابل توجه است: ۱ـ جمعیت بالای یک میلیا ردی هندی که به خودی خوددولت راازپرداختن به مسئله تمیزی محل زندگی مردم بازداشته است. ۲ـ آزادی بی حدوحصرمردم وعدم کنترل ازسوی دولت عامل مهمی دربی مبالاتی وعدم توجه به نظافت
گردیده است. ۳ـ نداشتن آموزه هاوتعلیماتی که مردم رابه پاکیزگی وطهارت دعوت نمایدوبرعکس برخورداری ازتعالیمی که مردم رابه نوعی به ولنگاری وعدم توجه به ظاهرترغیب می نماید. ۴ـ این همه راگفتم تاآنان که درداخل کشور زندگی می کنند قدر ایران رابدانندالبته این بدان معنانیست که مامشکل نظافت وپاکیزگی رانداریم ماهم درمقایسه باکشورهای پیشرفته عقب ماندگی های زیادی داریم که بایددرفرایندتوسعه آن هاراجبران نماییم.
+
نوشته شده در یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 10:43 توسط غلامرضا مهدوی
|
|
|||||
|
|||||